x مترسكـــ خوشبختــے x
" هيس! آرام و بدون سر و صدا بياييد و برويد اينجا وجدان ها خوابن "
سلام :) ...

چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 | 14:57 | LoOyAl BoY |

به نوبه خودم به تمامي عزيزايي كه با صدا و شعرهاي

مرحوم مرتضي پاشايي

خاطره دارند تسليت ميگم..

+ ولي براي من زندست .. هميشه 

چون اين صدا هميشه واسم ميخونه ..

چند وقت پيش بود كه اين موزيكو براي حجازي خوند..

خيلي متاسفم مرتضي جان ولي تقديم به رحت ( فاتحه) :

دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی 
تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی 
مثل حس یه عشق تازه بودی 
مثل افسانه بی اندازه بودی 

هیچ کی برای من شبیه تو نبوده 
دنیا چه بی رحمی آخه تنهایی زوده 
دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی 
تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی 
مثل حس یه عشق تازه بودی 
مثل افسانه بی اندازه بودی 
که این جوری تو رفتی 

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی 
دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی 
تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی 
مثل حس یه عشق تازه بودی 
مثل افسانه بی اندازه بودی ...

+ يه روزي برميگردي كه :(( ديگه اين صدا زنده نيست!


برچسب‌ها: پيام تسليت
ادامه مطلب
شنبه بیست و چهارم آبان 1393 | 22:21 | LoOyAl BoY |

آمده ام به سويت

هر چه نزديكتر ميشوم

دورتر ميشوي از من

كجا ميروي؟ .. اي سراب

اي سراب " عشق "

-------------------

آمده ام به سويت

هوا چه عاشقانه اي به پا كرد

اندكي باران .. هواي صاف

آفتابي تابان .. هوايي صاف

نسيم كه ميوزد

تمامي دوستت دارم هاي ناگفته را

بر گوش هايت نوازش ميكند

و به رقص در مي آورد گوشواره هايت را . . .

-------------------

گوشواره هايت را !؟

تو نشنيده بودي صداي پايم را

كه چگونه آهسته و آرام

پشت سرت بودم تا مبادا

جايي اندكي بلغزد 

پايت .. استقامت آينده ات!

-------------------

چه بگويم!؟

آمده ام به سويت

سراب من

تشنه ي محبتت منم

سيرابم كن . . .

 

+ بدون ويرايش!

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )

 

 


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه شانزدهم آبان 1393 | 22:43 | LoOyAl BoY |

مترسكـــ . . .

قدم نزن! يك جا بايست!

اين روزگار,

آدم را به مستي وادار ميكند

تلو تلو نخور اين روزگار را

كه تو را بد زمين ميزند ..

-_-_-_-_-_-_-_-_-

مترسكـــ . . .

يادت هست شلوغي اطرافت!؟

تقدير را درك كن

يك به يك ميميرند

تو ميماني و تنهايي

با چوب در آستينت !

كه اعدامي روزگار ميشوي

اعدامي با حكم مرگ تدريجي!

-_-_-_-_-_-_-_-_-

مترسكـــ . . .

آسوده بـخـواب

كه تو خود را نسوزانده اي

دليل ترد و دفن دل سوخته ت

جز " عشق " نامي نداشت!

-_-_-_-_-_-_-_-_-

مترسكـــ . . .

آرام بخواب

باران كه باريد

پاك ميشود

رد پاي خاطراتت

از خاطرات اين اهالي!

آرام بخواب .. آرام بگير .. آرام بمير ..

 

 ( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه دوم آبان 1393 | 15:3 | LoOyAl BoY |

رسيده ام به سر منزل اولم ..

س لآ م .. س لآ م مترسكـــ :)

دوباره هيچ است هستي ام

دوباره پوچ شد قرعه ي زندگي

به كدام سو بروم

تا ك پاياني داشته باشد؟

تا كه نوري سو سو كند

از پس اين تاريكي مطلق ..

----------------------

جهان چگونه دوام ميآورد؟

رفت و آمد موجودات غريب را

كه با آن كه اضافي اند باز هم 

نوعي اعتراض دارند به روزگارشان!

خدايا .. صبرت را بگردم

كاسه صبر معروف من كه هيچ

صبر ايوبي من هم رو ب پايان است

ب دنبال عدالتت ميگردم

و هنوز ناموفق و سردرگمم

در ميان اين همه شعار دهندگان حق!

----------------------

از چه بنويسم!؟ 

از چه مينويسم!؟

خودم هم نميدانم

اين سطر واژه ها

چگونه بر ذهنم روانه ميشود..

يا ك كسي 

زمزمه ميكند در تنهايي اش

و نسيم باد

آن را بر ذهن خسته ام ديكته ميكند..

----------------------

نميدانم .. حيرانم !

ميان اين همه ويراني

در ميان اين انسان ها

سرگردانم .. خدايا برس ب دادم!

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 | 18:5 | LoOyAl BoY |

لحظه ها در گذر اند

لحظه ها ميگذرند

لحظه ها در گذشتند

از لا ب لاي زمان

از لا ب لاي خاطرات

از قلب من .. قلب تو ..

از چشم من .. از چشم تو ..

در گذشتند خاطرات :

در پس اشك هاي چشمانم

در پس لبخند هاي مصنوعي

كه پُر از دردند !

.........................

لحظه ها در گذرند

لحظه ها ميگذرند

لحظه ها در گذشتند

همانند دل تنگم

همانند دل تنگت

و سكوت

اندكي صبر

تسليت قلب صبورم

شنيده بودم اما

ديگر مزه ش كردم

كجاست تقدير!؟

كجاست تدبير!؟

كجاست تعبير روياي فرسوده!

.........................

يادش بخير

گفته بود غريب آشنايي :

(( من مرده ام ! با نسيم خاطره

گاهي تكـانـي مـيـخـورم .. هـمـيـن ! ))

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 14:43 | LoOyAl BoY |

من هستم .. من را تماشا كن!

در ميان اين هوا .. اين غربت .. اين بي كسي

من منتظرت بودم و هستم .. تو چه ساده گذشتي!

---------------------

من را ببين .. من را تماشا كن

چشمانم را بنگر

كه چه بيتآب اين سو و آن سو را مينگرد!

خدايا باران را امر كن تا ببآرد

دلم در اين آتش .. در اين غروب دلگير

دلم در اين غربت ميسوزد!

---------------------

خدايا بآد را امر كن تا بيآيد

تا خـاكستر " قـلبـم " را

با خود به نا كجـا آبـاد

بـه حـوالي ديــار " عـشـق " بـبـرد ..

آنجا كه بعد از تـو معبودي دارم!

خدايا .. بـبـخش مـن را

(( با من ببآر.. ))

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )

 


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 19:48 | LoOyAl BoY |

جا مانده ام ..

از  قافله ي زمان

از گذر عمر

از عبور اين لحظات

از ميان مزرعه ي دلتنگي بيزارم

كه چگونه دست تقدير

من را دور نگه ميدارد از رسيدن!

كه هر چه نزديك تر ميشوم يآر دورتر ميشود..

كه هر چه تلاش ميكنم هدف دست نيافتني تر ميشود!

-----------------------

من از گذر اين لحظات بـيـزآرم

چرا كه دلم تنگ است ..

دلم هواي ِ

روز هاي خوب زندگي ام را كرده است!

دلم هواي ِ

آرامش .. صداي تكراري اما شنيدني موج هاي دريا

دلم هواي ِ

به هم رسيدن .. لحظه ي ديدار ..

دلم هواي ِ

" تـــــــو " را كرده است !

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 14:13 | LoOyAl BoY |

هر روز غروب ساعت (6) ديدار

نگاه ب پنجره ي انتظار

تماشاي تمام شدن يك روز

تماشاي پايان نافرجام انتظار

نگاه ب دور دست هاي خيال

سوسوي قدم هاي يك رهگذر

دل را ميلرزاند شايد اين باشد ديگر! يــآر

امروز هم ب انتظار مينشينم

كنار پنجره .. غروب .. تنهايي .. و ديوار

تا ببينم لحظه اي رخ گلگون يــآر !!!

هر روز غروب لحظه ي (ساعت 6 ) ديدار..

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )

بدون ويرايش    1393.05.28      11:28 ق.ظ


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:29 | LoOyAl BoY |

تمام دلخوشي روزم

تمام دلتنگي اين روز هام

تمام دردام

با يه لحظه " لبخندت " از بين رفت..

-------------------

نگاه به خاطرات

ميان عكس جمع پيدا كردنت

لبخندي بر لبم مي نشاند

من راضي ام .. از اين حالـم

من دلخوشم .. تو دلخوش باش

-------------------

دلخوشي من

اميد ب آينده ست

روز هاي سپيد و روشني كه ميآيد!

دلخوشي من

پايان اين روزهاي تكراري ست

پايان اين لبخند هاي اجباري ست!

-------------------

دلخوشي من

نگاه دزدكي ميان اين اهالي ست

نگاهي ك شايد

ماه ها .. سال ها را با آن سر كنم

دلخوشم ديگر

دلـــخــــــــــوش .. با خاطراتت !!!

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 12:55 | LoOyAl BoY |

ديگر براي باران دعا نخواهم كرد ..

كآش ببارد .. كآش دل آسمان هم بگيرد !

ديگر به چشم هاي انتظار لبخند نميزنم ..

دل من ديگر تاب ندارد

بگذار رها شود از تشويش

بگذار خالي شود از دلتنگي و دوري

من را با افكارت در آغوش بكش

كه رشته هاي محبت در ميان نگاهت

من را زنداني و محكوم ابدي " عـشـق " كرده است...

 

+ نت نداشتم اين مدت !!

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 2:31 | LoOyAl BoY |

مترسكــ . . .

چه ميگويند :

هه مترسك را چه به عاشقي!؟

نكندچند كلامي از  كلاغي از روي ترحم

تو را گمراه و سردرگم كرده باشد؟

-------------------

مگر نميداني آنان بودند

كه ليلي و مجنون

شيرين و فرهاد

و بيستون را رقم زدند...

نميداني مگر !؟

عشق را آنان معنا ميكنند؟

-------------------

مترسكـــ . . .

آرام بمير !!!

تا آرام بگيرد درد تو

نكند تو را هم بسوزانند

آنان ك افكارشان سوخته است...

آرام بگير .. آرام بمير مترسكــ . . .

 

( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )

 

(( حكايت:  √ مـتـرسـكـــ را دار زدنــد

بـه جـرم دوسـتـي بـا پــرنــده!

كـه مـبـادا تـاراج مـزرعـه را

بـه بـوسـه اي فـروخـتـه بـاشـد...

چـه راسـت مـيـگـفـت

 سـهــرابــــ :

(( اينجـا قـحـطـي

عــاطـفـه هـــاسـت ))

 


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
شنبه بیست و هشتم تیر 1393 | 16:36 | LoOyAl BoY |

مترسك كجايي؟

دلم براي تو 

براي لبخندت مصنوعي ات

تنگ شده ..

..........................

سكوت روزگار ! سكوت عشق ! سكوت حق !

چه بر سر اين مزرعه آمده ؟

ب كدامين سو بايد بروم

تا حقيقت اين زندگي را بيآبم..

..........................

مترسك .. دلم برايت تنگ شده!

دلت برايم تنگ شده!؟

دل روزگار ك همچون سنگ شده

دلم شب هاي باراني ميخواهد

روزهاي سرد و سوز زمستاني

دلم هواي غروب پائيز

نم نم باران .. قدم زدن را ميخواهد ..

..........................

دلـــم تـــو را ميخواهــد !

خدايا:

دلت برايمان تنگ نشده؟

گره ها چه سخت شده

پايان انتظار نزديك شده؟

دلم چه ساده يكرنگ شده

دلم بي نهايت براي تو تنگ شده ..

بخند .. لبخند روزگار بر لبان توست :)

 

( بدون ويرايش )

1393.03.29

21:22

 


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 21:24 | LoOyAl BoY |

زود گذشت

زود آمد

زود ميرود

و من هنوز

چشم انتظارتم..

سخت ميگذرد

سالي ك بي تو تحويل شود!

براي ب دست آوردنت

پرواز خواهم كرد

تا اوج خوشبختي .. تا اوج آرامش

من براي تحقق آرزوهايم

ب تو تكيه ميكنم ..

چشم ب راهتم

تمام فصول سال را

منتظرم نگذار احساس آرامش!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


––•[  آغاز سال 2573 ایرانی، 7036 آریایی، 3752 زرتشتی و 1393 خورشیدی

را به تمام بازدیدکنندگان محترم تبریک عرض ميكنم... ]•––

جمعه یکم فروردین 1393 | 20:29 | LoOyAl BoY |

دورم شلوغ است!

دورم پر از كلاغ ها ي پر حرف

خنده هاي ظاهري را نبين

در دلم غوغايي ست

اطرافم هياهويي ب پاست

مترسك آرزوهايت منم

...........................

دورم شلوغ است

پر پروازم كنارم نيست

جمعي ك تو در ان نيستي

تهي ست برايم

شلوغي اش بي معناست

غربت است .. كوير تنهايي ست!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 | 21:15 | LoOyAl BoY |

گاهي نوميدي .. گاهي اميدوار

گاهي پر از تشويشي .. گاهي بي خيال لحظه اي بعد

گاهي بي مقصد .. گاهي هدفدار

گاهي با خدايي .. گاهي كافر بي ايمان

گاهي پشيمان .. گاهي شكر گذار

گاهي پريشان .. گاهي با لب هاي خندان!

به كدام سو روانه اي!؟

موجود عجيب و غريب

اي برترين خلق خدا

افكارمان , لحظه هايمان تلف ميشود؟

مقصد اوست .. " خداست "

مالك تمام هستي .. مالك افكار زيباي من و تو

زيبا .. زيباست!

من دوستش دارم . مهربان است!

اميدوار باش :

ب فردا هاي نيامده

ب گذشته اي ك تلف نشده

و تو همچنان براي رسيدن

در حال و آينده پريشاني

چه ميخواهي ؟ از زندگي ؟ از خدا؟

اميدوار باش

مادر بزرگ ميگفت:

(( آخر قصه ها خوب است

اگر جاي بدي هستي

حتما ب آخر نرسيده اي . . . ))

" اميدوار باش .. "


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 22:14 | LoOyAl BoY |

 به آئينه خيره بودم كه

غم چشمانم را ديدم

حسرت ديداري دوباره

تو را در چشمان خود ديدم ..


ديدنت,شده آرزو بر دلم

فكرش هم نبودم!

بيوفته بينمون اين همه فاصله

كجايي!؟ دستي بكش بر دلم

بر دل تنگم,منم و اين همه فاصله


دلم تنگ شده , هواي دلم ابري ست

به كدام سو بروم , ب كدام سو ببآرم

چشمانم برا از اشك شده و حسرت ديدنت

ب كدام سو بروم ,  ب كدام سو ببآرم


دلم تنگ شده! از نبودنت , براي وجودت

لمس دستانت,دوباره ديدنت شده آرزوم

دلم تنگ شده,كجايي!؟دستي بكش بر دلم

حسرت شده ميداني؟ دوباره ديدنت شده آرزوم ..


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
سه شنبه ششم اسفند 1392 | 23:7 | LoOyAl BoY |

س لآ م ..

سلام زندگي

خسته ام از

تكرار روزهاي پـوچ و بيهوده ات

روزگـارت سازگار نـيـسـت!

بـا افكـارم

بـا خـواسته هـايم

زنـدگـي,

بـگذر از مـن

صبر ايـوبي من سر آمده است!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
شنبه بیست و ششم بهمن 1392 | 20:47 | LoOyAl BoY |

صداي مدام و تكراري ِ

شكستن موج هاي دريــآ

پرواز پرندگان

ساحلي آرام

قدم زدن بر روي ماسه هاي شن

گفتن از آرزو هاي خيالي

شايد , واقعيت و دست يافتني!

--------------------

خدا هم ميداند

دعاي اين لحظات مان چيست..

آمين گوي دعايت ميشوم

" من " را بخوان

در پس و پيش نماز شبانه ات

در ثانيه ساعتي ك دلت گرفته

از زمانه .. از روزگــآر

از هياهوي اين مزرعه

از اين همه انتظآر ..

--------------------

دعـــآيم كن ! ! !

خدايا

آرزويم را

تـــو

اجابت كن ,,


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 22:0 | LoOyAl BoY |

سكوت نكن!

بي صدا نرو

رد پايت مي ماند در قلبم

حرفي بزن

گرمي بخش لحظاتم باش!

....................

سكوت نكن!

من ,

حسرت ديدن دوباره چشمانت را دارم.

كمي بخند :

بگذار آرام شوم با آرامش وجودت..

....................

سكوت نكن!

من دلم صدايت را

آرامش نگاهت را

دستانت را .. ك لمس نكرده ام!

صادقانه بگويم!؟

من دلم تو را ميخواهد..

....................

حرف بزن با من

سكوت نكن!

ك چندي ست

بي صداي تو

آرام نميشوم .. خوابم نميبرد!

سكوت نكن!!!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 | 20:6 | LoOyAl BoY |

من را او خطاب نكن در دل نوشته هايت

من را " تـــــو " , قسمتي از خودت بدان

خودت را گم نكن در ميان اين مردم

من در برابرت

انتهاي جاده ي " ... "

ب انتظارت نشسته ام ..

گاهي گامي برميدارم

و گاهي .. هيــــچ!

پريشانم

من با تو

با زندگي ام

چه ميكنم!؟

حواسم كجا پرت شده است!!؟


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 21:8 | LoOyAl BoY |

دست ب دعاي خدا شده ام

مزرعه ي دلتنگي ام باران ميخواست

ديشب را تا صبح نوشتم :

" خدايا كاش باران ببآرد .. "

نوشتم تا بخواني .. نوشتم تا بداني

بي باران هم من ب يادت هستم!

....................

آسمان بي قراري ميكرد

ابر ها مويه اي كردند و آرام باريدند

همانطور آرام و صبور مثل تو

همانند عاشقانه هايمان

خدا چه روزي برايم رقم زده است

باران .. برف .. هواي دلتنگي ..

خدا حواسش ب ما هست!

....................

بــَرف

سفيد پوش كرده است افكارم را

اميدوار كرده است روزهايم را

ب فردا هاي نيامده ..

ب انتهاي اين انتـظار ..

....................

باران

مي بارد و ميشورد

روانه ميكند درد دلم را

حرف هاي مانده در ذهنم را

آشفتگي هايم , خستگي هايم , دلتنگي هايم را ..

....................

بارا ن .. برف .. هواي دلتنگي

من قدم ميزنم لحظه هايم را

با خيال نگاهت .. در كنار خاطرات

ولي سرد است ! (نبودنت)

سوز دارد .. اين زمستان.

***

آينده نزديك است

از همين جا ميشود ديد

انتهاي شيرين اين انتظار را

چه جشني شود

جشن پايان انتظار .. جشن ديــــدار .. ♥ ♥ ♥


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه یازدهم بهمن 1392 | 13:18 | LoOyAl BoY |

ميخوآهم بنويسم تا تو شاد شوي

ميخوآهم بخوانم تا تو آباد شوي

ميخوآهم هميشه بهار باشي

حتي در اين سوز تنهايي زمستان

انتظار زاده ي صبر ماست

ميگويند: " آخر همه چيز خوب است !

اما...

ما ب آخر نرسيده ايم. "

ميخوآهم ب آخر برسم

جايي ك زندگي جريان دارد

توشه راهت را ببند!

پروازي خواهيم داشت,

سوي خوشبختي

سوي آرامــش

سوي زندگي رويايي

..

نميدانم!

چه بگويم از پرواز؟

همين گويم ك

براي رسيدن ب اهداف

پرواز خوآهيم كرد

تا رها شود:

- ترس -

از اين جان خسته..

پس فرياد خواهيم زد

بر سر قله خوشبختي,

همـه چيز ميشود

خـدا هـم ميـخــوآهـد

مـا هـم ميـخــوآهـيــم!!!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


+ تو بـآيـد از اين پله بالا بري .. تو بآلا نري من زمين ميخورم!


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
یکشنبه بیست و دوم دی 1392 | 19:23 | LoOyAl BoY |

آغوش باز كرده ام عمري ست

تا تو را در بر گيرم

نوازشت كنم و آرام گيرم

در زمان گم شوم و

كنارت .. عاشق بمانم!

- - - - - - - - - - - - - - -

مترسك خاطراتت منم!

در آغوشم مرور كن

تلخ و شيرين لحظاتي را ك گذشت

كه چگونه سوختيم ما براي هم . . .

- - - - - - - - - - - - - - -

در ميان شلوغي بازار احساس

تكيه گاهت من شده ام

تو من را ديده اي,

زمزمه ي پرواز را

تو در گوش پرندگان خوانده اي!

پس بمان .. عاشق // پس بمان .. عاشق

در آغوش مترسك چوبي ات

به انتظار بارش باران

تا خيس شود و جان بگيرد;

آرزو هاي سوخته مان . . .



( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )



h t t p : / / u p 6 . i r / 1 K S b


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 18:27 | LoOyAl BoY |

مـعـادلاتــم

بـا هـم جور در نمي آيد..

نـمي دانـم چـرا !!!؟

زمـانـه جـلـو افتاده است از مـن

و مـن ب دنبـال رسيدن .. ب آرزوهـايـم

زمـانـه را تـعقيب خـواهـم كـرد!

تـرس رخنـه كرده است در افــكـارم

كـه مـبـادا ,

مـبـادا نـشـود .. آن گونه كه من ميخواهم!

يا نباشد صلاح من .. آن گونه ك مي انديشم!

مـيـتـرسم مـن .. از نـرسيدن!

خـداكنـد كه صلاح مـن

هـمـان بـاشـد ,

كـه رويـاي فـرداي مـن است .. آمـيـن !!!


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


***

+ بـعـدا نـوشـت :


هـمـه چـي

عـــالـيـــ ولي ـــه

اگــه

بـذاره پــائـيـــز ..


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 | 21:59 | LoOyAl BoY |

بـبـآر بــــاران

زمـيـن

جـاي من و تو

و تـنـهايي مان است...

مـن

در همين

دشت تنگ و تاريك

زاده شده ام و

روزگارم را ميگذرانم!

و اكنـون

به نوازش چشمان خيسم

به دست تو اي باران

بسيار محتاجم!


(( دفتر دوم 1391/08/22 ))


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه نوزدهم مهر 1392 | 22:0 | LoOyAl BoY |

انگیزه ندارم ...

به زندگی ...

به هدف ...

به نفس کشیدن ...

همین ...

‌ساده است ! ! !

+ تا خودمو پيدا نكنم آپ تعطيل "

شنبه نوزدهم مرداد 1392 | 22:24 | LoOyAl BoY |

رها شده است

روح پـريـشان مـن

از قفس تـنهايي

از زندان بي كسي!

...

رها شده است

فكر و روانم

از دنياي آشفتـه

از ايـن ديــار غــربـت

همانـند جدايي نـور

از سياهي شب !

...

رها شده است

جسمم

در ميان اين انسان ها

گويند:"ديـوانـه ام"

اما در حقيقت,

رها شده ام

از افكار و پريشاني...


( قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )


برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
جمعه هفدهم خرداد 1392 | 13:13 | LoOyAl BoY |

در دلم آشوبي ست...

دور مي شوي از من با نگاهت

فاصله افتاده;

از دستانم تا به دستانت!

در لا به لاي زمان پنهان شده ام

متوقف شده است افكارم,

من...خسته ام

از ابـهـام گـذشت زمـان

كه تـكـرار روزهـاي تـيـره ام را

به رخ روياي سپيد فردايم ميكشد!

من...خسته ام

از اضـطــراب و دل آشــوبـي,,,

تـرسـم از تـنـهـايـي ست

تـنـهـآ مـانـدن در ميـان

غـريبه هـاي آشنا!

من...خسته ام

از دويدن در پي روياها

انتظار معجزه هم

دردم را دوا نميكند...

چشمانم را خواهم بست

شبي در همين حوالي

حسي چون مرگ

مرا در آغوش خواهد كشيد!

و دفتر روياهايم را خواهم بست

با كـوچ افـكارم

به نـاكـجـا آبــاد غـم

سرزميني تهي

از دروغ و ناراستي.

من...خسته ام!!!


(قلم: x مترسكـــ خوشبختــے x )



برچسب‌ها: x نــوشـتـه هـاي خـودم x, دلنوشته
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 | 18:31 | LoOyAl BoY |


         * تــ ـــ ــولــ ــدم مـبــ ـــآررركــ ـــ . . . *

+ كيك رو نخوردما :)) دلتون نخواد!


سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 17:30 | LoOyAl BoY |

About
.............................................

copy & past افكار ممنوع!

√ مـتـرسـكـــ را دار زدنــد

بـه جـرم دوسـتـي بـا پــرنــده!

كـه مـبـادا تـاراج مـزرعـه را

بـه بـوسـه اي فـروخـتـه بـاشـد...

چـه راسـت مـيـگـفـت

سـهــرابــــ :

(( اينجـا قـحـطـي

عــاطـفـه هـــاسـت ))

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ قصه از حنجـــره ایـست،

که گــــره خـــورده به بُـغـــض

یکطــــرف خاطــــره هـــا

یکطــــرف فـاصــــله هــــــا

حــرف آخـــر زیبــــاست

حــــرف من:

دیدن پــــرواز تو

در فــــرداهــاسـت...

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ سـطـرهـا در تــاریـکـی

جـا عـوض مـی کـنـنــد . . .

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ سلامتیه اونایی ک

خــودشـون سنـی نـدارن

ولی روزگار دلشونو پیر کرده

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ مترسک به گندم گفت:

تـو شـاهـد بــاش کـه مـــرا

بــرای تـرساندن آفـریـدن امـا,

من عاشق پرنده ای بودم

که از ترس من

از گرسنگی مرد...

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ بر قبر من پنجره بگذارید;

تا هنگام دلتنگی،

گورستان را تماشا کنم...

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

√ بعد از مرگم

تـکه يـخي

بر روي سنگ قبرم

بگذاريد...

تا با اولين طلوع خورشيد

آب شود

و به جاي يار

برايـم گريه کند!!!

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

+دوس ندارم اونايي رو

كــ خودم مينويسم

كـپـي شه!


copy & past افكار ممنوع!

√ mα†αяsαk kнösнßαkн†ï √
Menu
.............................................
Link
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................